مَهروان 

​مهسا بابامحمدی - روانشناس کودک و نوجوان

چرا من همش حس تنهایی دارم؟ کسی از من خوشش نمیاد، حتی پدر و مادرمم بیشتر به خواهر برادرام توجه میکنن. از خودم بدم میاد نمیدونم چیکار کنم؟

 

سلام دوست عزیزم

سوالت نشون میده که یک حس بدی ته دلت سنگینی میکنه و داره خیلی اذیتت میکنه. شاید ازون روزایی باشه که ممکن دائم از خودت سوالایی بپرسی مثل اینکه: " چرا هیچکی منو درک نمیکنه؟" ، " چرا مامان بابام همیشه از داداشم تعریف میکنن؟" ، "چرا حس میکنم فقط منم که این مدلی ام؟".

خب بذار اول از همه بهت بگم که نمونه ی سوال تو رو خیلی از بچه ها برام فرستادن؛ این نشون میده تو تنها نیستی و خیلیا حس هایی که تو تجربه میکنی رو دارن فقط شاید دور و بر تو نباشن.

خب حالا بریم سراغ جواب سوالت.

ببین اولین چیزی که به ذهن من میرسه اینه که مغز و بدنت دارن تغییر میکنن. بالاخره توی دوره ی نوجوانی هستی و همه چی عجیبه . گاهی وقتا ممکنه حس کنی مغزت با بدنت قهره! یک روز کلی انرژی داری ولی فرداش بی حوصله ای، یک روز با مامان بابات کلی میگی و میخندی، یک روز دیگه دلت میخواد تنها باشی و هیچ کس رو نبینی! ما به این میگیم نوسان هیجانی و تو سن نوجوانی خیلی طبیعیه این بالا پایین شدن چون مغز و بدن دارن رشد میکنن و گاهی وقتا ناهماهنگن با همن و این سبب میشه مود تو هم دائم تغییر کنه. با اینکه طبیعیه ولی بعضی اوقات هم دردسرساز میشه و باعث دعوا و چالش برات میشه.

وقتی میگی " حس میکنم کسی منو دوست نداره ..." یعنی فقط دلت یک توجه میخواد، یک توجه ساده ازینکه فقط بهت گوش بدن بدون اینکه بهت بگن " تو زیادی حساس شدی" ، "تو عصبی شدی"، " چرا الکی بهونه گیری میکنی؟" و ... . گاها مامان باباها یا بلد نیستن با بچه هاشون ارتباط مناسبی بگیرن یا اگه هم بلد باشن انقدر درگیر خودشون میشن و دغدغه دارن که اصلا نیازهای عاطفی شما رو فراموش میکنن. البته ناگفته نماند که خیلی وقتا ممکنه بیمار باشن یا خودشون از مشکلی رنج ببرن و این باعث بشه کلا وظایف پدر و مادریشون زیر سوال بره و بهتون آسیب بزنن. ممکنه بخوان با شیوه ی خودشون مثل نصیحت کردن یا خرید هدیه بهتون نشون بدن که دوستون دارن . ولی خب این جور مواقع گفتن یک جمله ی ساده مثل " میشه فقط یکبار بدون اینکه نصیحتم کنی بهم گوش بدی؟" میتونه کمک کنه که درک بشین، و همین طور دیده و شنیده بشنین. شاید اولین بارها  جدی گرفته نشین اما هربار تلاش شما قضیه رو جدی تر میکنه و پلی میسازه بین دنیاهاتون برای درک بهتر.

و نکته ی آخر این که: حس هایی که تجربه میکنی ریشه هایی داره که ممکنه به عوامل مختلفی برگرده ؛ مثلا خاطرات بد کودکی، نوع رفتاری که والدینت باهات داشتن، حسی که نسبت به ارزشمندی خودت داری، اعتماد به نفست در ارتباط با دیگران و ... که هر کدوم موضوع جداگانه ای و میشه کلی در موردش بحث کرد. اگه با والدینت با صحبت به نتیجه نرسیدی بهتره از یک متخصصکمک بگیری که بیشتر این احساساتت بررسی بشه.

نگار گفت:
سلام من همیشه یه حس رقابت طلبی دارم چه تو مدرسه چه تو باشگاه چه.... کلا هر وقت من نمره بد میارم یکی دیگه خوب یه حس حال بدی دارم
Zahra and Zeinab گفت:
من خیلی عاقلم اما همه فکر می کنن خواهر دوقلوی من از من عاقل تره اما من فقط نمیتوانم عاقلیتم را بروز بدهم
النا گفت:
سلام من‌پایه ی‌نهم‌در مدرسه ی‌نمونه‌درس میخوانم و میخوام‌انشاالله جز ۵تفر اول بین ۹۰ دانش اموز در ازمون نمونه تیزهوشان باشم با اینکه گوشی زیاد نگاه نمیکنم و در طول روز یا خوابم یا مدرسه ام یا سر درس و کتاب ویا در کلاسام هستم ولی یکم حس‌‌ ناکافی‌بودن میکنم از اینکه به اندازی کافی‌تلاش‌نمیکنم و‌این برام یک وسواس فکری‌شده و حس میکنم اگه یک‌برنامه ی‌خوب داشته باشم‌ خیلی کمکم میکنه میشه بگین چیکار کنم چون برنامه ریزی روزانم دوام نیورد چون مثلا روزی که امتحان از درس اختصاصی داشتیم نمیتونستم به چیز دیگه ای مثل تست ها و درسس خوندن های به جز مدرسه رو داشته باشم برای‌همین هیچی رو نمیتونم انجام بدم و فقط‌برای‌برنامه ی درسی فردا اماده میشم میشه بگین چیکار کنم؟

نوشته های اخیر

دسته بندی ها

سوال داری از اینجا بپرس!؟